اولویت‌بندی پرداخت وام ازدواج توسط دولت؛ راهکاری برای کاهش صف متقاضیان

فاطمه مقصودی، نماینده مردم استان لرستان و عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی، بر ضرورت تبدیل پرداخت وام ازدواج به یکی از برنامه‌های کلیدی دولت تأکید کرد. وی اظهار داشت که جوانان در آستانه ازدواج با مشکلات مالی زیادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند و تسهیلات ازدواج می‌تواند بخشی از این فشارها را برطرف سازد. مقصودی افزود که اگر این مسئله به عنوان یک برنامه مدون دولتی تعریف نشود، وعده‌ها به نتیجه نخواهند رسید.

اولویت‌بندی پرداخت وام ازدواج توسط دولت؛ راهکاری برای کاهش صف متقاضیان

وی با اشاره به نوسانات پرداخت وام ازدواج در سال‌های گذشته، بیان کرد که تجربه نشان می‌دهد برخورد سلیقه‌ای با این تسهیلات، صف متقاضیان را طولانی‌تر کرده و اعتماد عمومی را تضعیف می‌کند. از این رو، دولت باید زمان‌بندی مشخص، منابع پایدار و نظارت مستمر را در برنامه خود بگنجاند تا روند پرداخت‌ها متوقف نشود.

نماینده مردم لرستان در مجلس تصریح کرد که مجلس از دولت انتظار دارد با همکاری بانک مرکزی، سهم مشخصی از تسهیلات بانکی را به وام ازدواج اختصاص داده و از هرگونه انحراف منابع جلوگیری کند.

وی بر لزوم شفافیت در فرآیند پرداخت تأکید کرد و یادآور شد که متقاضیان باید بتوانند وضعیت خود را به صورت آنلاین پیگیری کنند. حذف شرط ضامن‌های متعدد و کاهش تشریفات اداری، از جمله خواسته‌هایی است که باید در برنامه دولت لحاظ شود تا وام ازدواج به دست خانواده‌های واقعی برسد.

مقصودی همچنین بیان کرد که پرداخت وام ازدواج تنها یک سیاست حمایتی نیست، بلکه نوعی سافت پی سی سرمایه‌گذاری بر آینده جمعیت کشور محسوب می‌شود. وی ابراز امیدواری کرد که اگر دولت این موضوع را جدی بگیرد و مجلس نیز نظارت لازم را اعمال کند، تشکیل خانواده برای جوانان تا حدودی آسان‌تر خواهد شد.

اولویت‌بندی پرداخت وام ازدواج توسط دولت؛ راهکاری برای کاهش صف متقاضیان

گرامیداشت رزمندگان دفاع مقدس در دانشگاه لرستان

همزمان با هفته دفاع مقدس، مراسمی به منظور تجلیل از رزمندگان و پیشکسوتان این دوران در دانشگاه لرستان برگزار شد. این آیین با حضور سردار محمدی، از پیشکسوتان دفاع مقدس، سرهنگ پاسدار سپهدار نیک‌روش، مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس و مقاومت استان لرستان، قاسم صحرایی، معاون فرهنگی و اجتماعی دانشگاه لرستان و جمعی از دانشگاهیان، روز یکشنبه، 29 شهریورماه برگزار گردید.

گرامیداشت رزمندگان دفاع مقدس در دانشگاه لرستان

در این مراسم، سردار مرادعلی محمدی، که خود از پژوهشگران و پیشکسوتان دفاع مقدس است، به تشریح دقیق مراحل جنگ تحمیلی پرداخت. وی بر نبرد حق علیه باطل و پیروزی نهایی جبهه حق تأکید کرد و مقاومت‌های اخیر ایران در عرصه‌های مختلف را ریشه در همان روحیه حماسی دوران دفاع مقدس دانست. او حضور مردم در صحنه‌های مختلف برای پاسداری از انقلاب را مصداق بارز جهاد در راه خدا خواند.

ابعاد معنوی دفاع مقدس مورد تأکید قرار گرفت

حجت‌الاسلام والمسلمین مجید مؤیدی، رئیس دفاتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌های استان لرستان، با اشاره به قداست این دوران، اظهار داشت: دفاع مقدس تنها به معنای دفاع از مرزهای جغرافیایی نبود، بلکه دفاع از عبودیت و دین به شمار می‌رفت. وی با یادآوری وعده الهی مبنی بر پیروزی مجاهدان، بر اهمیت تقویت فرهنگ امید و ایمان به پیروزی نهایی جبهه حق تأکید کرد.

در ادامه، مصطفی محمدی‌ضرون، مدیر امور شاهد و ایثارگران دانشگاه لرستان، با بازگویی خاطراتی از آن دوران، دفاع مقدس را نمادی از اوج وحدت، انسجام و معنویت ملت ایران دانست.

غلامحسین حسینی، رئیس سازمان بسیج اساتید استان نیز، نقش «ولایت‌مداری» را عامل اصلی وحدت ملی برشمرد و گفت: آنچه امروز شاهد آن هستیم، دفاعی مقدس در راستای حفظ ارزش‌هاست.

در بخش پایانی این خبر حکمت آیین، پس از شنیدن خاطرات و

زخم کهنه ازنا: کرکره‌های ترکش‌خورده، یادآور جنایت جنگی پس از چهار دهه

برخی زخم‌ها هرگز التیام نمی‌یابند؛ تنها با گذشت زمان آرام‌تر می‌شوند و در گوشه‌وکنار شهر، بر دیوارها، پنجره‌ها، آهن و آجرها باقی می‌مانند تا روزی کسی دوباره آنها را ببیند و بپرسد: اینجا چه اتفاقی افتاده است؟

زخم کهنه ازنا: کرکره‌های ترکش‌خورده، یادآور جنایت جنگی پس از چهار دهه

در شهر ازنا، هنوز نشانه‌هایی از روزهایی به چشم می‌خورد که جنگ تنها به جبهه‌ها محدود نمی‌شد و هواپیماهای ارتش بعث عراق، شهرها و مردم عادی را نیز هدف قرار می‌دادند. در بخشی از خیابان امام، بین خیابان‌های هفده شهریور و نواب، کرکره‌هایی وجود دارند که آثار اصابت ترکش بر آنها نقش بسته است؛ قطعاتی از فلز و زخم‌هایی بر پیکر شهر که می‌توانند به اندازه ده‌ها صفحه کتاب، از یکی از تلخ‌ترین روزهای تاریخ معاصر ازنا روایت کنند.

امروز شاید برای رهگذری که با عجله از خیابان می‌گذرد، این کرکره‌ها تنها آهن‌های قدیمی و فرسوده مغازه‌ها باشند؛ اما برای نسلی که آن روز را تجربه کرده است، هر سوراخ و هر جای ترکش، بخشی از یک خاطره است؛ خاطره‌ای که با صدای گیم ستاپ آژیر، شکستن دیوار صوتی، انفجار، دود، آتش، مجروحان و پیکرهای بر زمین‌مانده گره خورده است.

شهریور ۱۳۶۶؛ روزی که آسمان ازنا آتش بارید

بر اساس روزشمار دفاع مقدس، در شهریور سال ۱۳۶۶، هواپیماهای عراقی علاوه بر چند نقطه دیگر، موتورخانه قدیمی ازنا، دو منطقه مسکونی و ایستگاه و میدان راه‌آهن این شهر را بمباران کردند.

این اطلاعات نشان می‌دهد که حمله به ازنا صرفاً یک خاطره شفاهی نیست و وقوع بمباران این شهر در اسناد و گزارش‌های تاریخی نیز ثبت شده است.

همچنین، اسناد ارائه‌شده به سازمان ملل متحد حاکی از آن است که در روزهای پیش از آن نیز حملات هوایی عراق به ازنا صورت گرفته بود. در سند شورای امنیت سازمان ملل، حمله ۱۸ سپتامبر به دو واحد صنعتی در ازنا و حمله ۲۰ سپتامبر به دو واحد صنعتی در باختران و ازنا ثبت شده است؛ برای حمله ۲۰ سپتامبر نیز ۱۰ کشته و ۳۲ مجروح گزارش شده است.

بنابراین، آنچه مردم ازنا از آن به عنوان «بمباران‌های شهری» یاد می‌کنند، بخشی از سلسله حملاتی است که در روزهای پایانی شهریور ۱۳۶۶ بر این شهر تحمیل شد.

وقتی پناهگاه دیگر فقط یک مکان نبود

در میان روایت‌های باقی‌مانده از آن روز، خاطره احمد لک، جانباز دفاع مقدس، تصویری عینی از شرایط آن زمان ارائه می‌دهد.

او نقل می‌کند که منزل خانواده‌اش در بالای مغازه‌ای در خیابان امام و روبروی شرکت نفت قرار داشت. با توجه به احتمال بمباران، خانواده پنجره‌های زیرزمین را با گونی‌های ماسه محافظت کرده و شیشه‌ها را نیز با نوار چسب به شکل ضربدری پوشانده بودند.

با شنیدن صدای شکستن دیوار صوتی و آژیر خطر، مادر و دیگر اعضای خانواده به پناهگاه روبروی مغازه، در نزدیکی شرکت گاز فعلی، رفتند؛ پناهگاهی که به گفته او از لوله‌های سیمانی ساخته شده بود و در آن لحظات مملو از جمعیت شده بود.

این تصویر، بخشی از واقعیت زندگی مردم شهرهای ایران در سال‌های جنگ بود؛ جایی که «پناهگاه» دیگر واژه‌ای در کتاب‌های نظامی نبود، بلکه به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل شده بود.

ترکش‌هایی که فقط آهن را سوراخ نکردند

احمد لک، جانباز دفاع مقدس، در ادامه خاطره خود از اصابت ترکش‌های بمب‌های خوشه‌ای به مغازه‌ها و دیوارهای اطراف سخن می‌گوید و از وضعیتی روایت می‌کند که پس از بمباران در خیابان امام و میدان راه‌آهن به وجود آمده بود.

در روایت او، کرکره مغازه‌ها و شیشه‌های مغازه پدرش و همسایگان «آبکش» شده بودند، بخش‌هایی از آسفالت خیابان بر اثر انفجار کنده شده بود و خودروها بدون سرنشین در خیابان رها شده بودند.

زخم کهنه ازنا: کرکره‌های ترکش‌خورده، یادآور جنایت جنگی پس از چهار دهه

اما آنچه این روایت را از یک خاطره شخصی فراتر می‌برد، اشاره به نام و سرنوشت انسان‌هایی است که در همان محدوده جان باختند؛ از جمله دانش‌آموز نوجوان، شهید مرتضی لک، و منصوره خلیلی و دیگر قربانیانی که نامشان بخشی از حافظه جمعی مردم ازنا شده است.

او همچنین از حضور پیکرهای شهدای عشایر در محدوده میدان راه‌آهن سخن می‌گوید؛ مردمی که برای کوچ فصلی در این محدوده حضور داشتند و در میان آتش بمباران گرفتار شدند.

این روایت، اگر امروز ثبت و مستندسازی نشود، با گذشت زمان بخشی از جزئیات خود را از دست خواهد داد؛ زیرا حافظه شفاهی، هرچقدر هم ارزشمند باشد، جایگزین اسناد، عکس‌ها، نقشه‌ها و آثار فیزیکی باقی‌مانده از یک واقعه تاریخی نیست.

بمب‌های خوشه‌ای؛ جنگی که پس از پایان جنگ هم می‌تواند ادامه داشته باشد

یکی از نکات مهم در خاطره احمد لک، جانباز دفاع مقدس، اشاره مکرر به بمب‌های خوشه‌ای است.

بر اساس توضیحات کمیته بین‌المللی صلیب سرخ، مهمات خوشه‌ای تعداد زیادی زیرمهمات انفجاری را در سطح وسیعی پراکنده می‌کنند و بخشی از آنها ممکن است در زمان حمله منفجر نشوند و سال‌ها بعد همچنان برای مردم خطر ایجاد کنند.

در روایت این رزمنده هشت سال دفاع مقدس نیز آمده است که پس از بمباران، تعدادی بمب خوشه‌ای عمل‌نکرده در محدوده شرکت نفت باقی مانده بود و نیروهای بسیجی و سپاه برای خنثی‌سازی آنها اقدام کردند و حتی سال‌ها بعد نیز مواردی از بمب‌های عمل‌نکرده در این محدوده پیدا و خنثی می‌شد.

این بخش از خاطره، یک اهمیت تاریخی مضاعف دارد؛ زیرا نشان می‌دهد آثار جنگ برای مردم فقط به روز انفجار و شهادت و مجروحیت محدود نبوده و بقایای مهمات می‌توانسته مدت‌ها پس از پایان درگیری‌ها نیز تهدیدآفرین باشد.

کمیته بین‌المللی صلیب سرخ نیز تأکید می‌کند که بقایای منفجرنشده جنگ می‌تواند برای دهه‌ها جان غیرنظامیان را تهدید کند و حتی روند بازسازی زیرساخت‌ها را مختل سازد.

مادر ازنا؛ روایتی از ترس و شجاعت

شاید یکی از تأثیرگذارترین بخش‌های روایت احمد لک، داستان مادر او باشد. در شرایطی که بمباران هنوز ادامه داشت، مادر خانواده متوجه شد دختر هشت‌ساله‌اش برای خرید نان از خانه خارج شده است. نگرانی برای کودک باعث شد از پناهگاه خارج شود و در میان صدای انفجارها به دنبال فرزندش بگردد.

وی ابتدا به نانوایی نیکفر رفت و با صحنه‌ای مواجه شد که در آن تنور روشن و نان‌ها روی پیشخوان باقی مانده بود، اما خبری از نانوا و مردم نبود. سپس به نانوایی دیگری در خیابان هفده شهریور رفت و همان وضعیت را مشاهده کرد.

این روایت، تصویری از شهری را نشان می‌دهد که در چند دقیقه زندگی عادی آن متوقف شده بود؛ نانوایی‌هایی با تنور روشن،

زخم کهنه ازنا: کرکره‌های ترکش‌خورده، یادآور جنایت جنگی پس از چهار دهه

۲.۲ همت از املاک راکد برای گره‌گشایی ترافیکی خرم‌آباد: کمربندی غربی در مسیر اجرا

خرم‌آباد سال‌هاست با چالش‌های جدی در حوزه حمل‌ونقل شهری دست‌وپنجه نرم می‌کند. ساختار جغرافیایی این شهر، محدودیت‌های بسیاری را برای گسترش شبکه معابر ایجاد کرده و حجم قابل توجهی از ترافیک را به داخل شهر می‌کشاند.

۲.۲ همت از املاک راکد برای گره‌گشایی ترافیکی خرم‌آباد: کمربندی غربی در مسیر اجرا

در چنین شرایطی، توسعه کمربندی‌ها فراتر از یک پروژه راهسازی ساده است و به عنوان بخشی حیاتی از بازآرایی شبکه ترافیکی و حتی توسعه کالبدی خرم‌آباد به شمار می‌رود.

استاندار لرستان اخیراً اعلام کرده است که کمربندی غربی خرم‌آباد با اعتباری اولیه بالغ بر ۷ هزار میلیارد تومان وارد فاز اجرایی شده است. هدف از این پروژه، علاوه بر کاهش ترافیک، ایجاد زمینه رونق شهری و توسعه مناطق کمتر برخوردار عنوان شده است.

در گامی تازه، سید سعید شاهرخی در کارگروه مولدسازی استان خبر داد که از مجموع تقریبی ۳ هزار میلیارد تومان املاک مورد بررسی، ۲.۲ همت به کمربندی غربی خرم‌آباد و ۸۰۰ میلیارد تومان به تکمیل مدارس استان اختصاص خواهد یافت. به گفته استاندار، تأمین مالی این پروژه به صورت مشترک توسط وزارت راه و شهرسازی و استان انجام می‌شود و سهم استان از طریق مولدسازی تأمین خواهد شد.

این ارقام، در صورت تبدیل شدن از مرحله تصمیم به منابع قابل استفاده، می‌توانند بخش عمده‌ای از دغدغه‌های مالی این طرح را برطرف کنند.

مولدسازی؛ تبدیل دارایی‌های بلااستفاده به سرمایه فعال

شاید یکی از مهم‌ترین ابعاد این تصمیم، نه خود پروژه کمربندی، بلکه رویکرد جدید به املاک دولتی باشد.

برای سال‌ها، بخش قابل توجهی از املاک و دارایی‌های دولتی در سراسر کشور، از جمله لرستان، یا بلااستفاده مانده‌اند یا کارکرد اقتصادی و اجتماعی متناسب با ارزش واقعی خود را نداشته‌اند.

استاندار لرستان نیز با اشاره به این معضل، تأکید کرده است که املاک دولتی بلاتکلیف در نقاط مختلف استان، به ویژه در مرکز استان، شناسایی شده و طرح‌های ارزش‌افزایی برای آنها تعریف خواهد شد. او همچنین به مواردی اشاره کرده که این املاک در سال‌های گذشته مورد مرجع توریسم سوءاستفاده افراد فرصت‌طلب قرار گرفته‌اند.

اینجاست که مفهوم مولدسازی می‌تواند از یک اصطلاح صرفاً اقتصادی و اداری فراتر رفته و به ابزاری قدرتمند برای توسعه تبدیل شود.

ملکی که سال‌ها در گوشه‌ای بلااستفاده مانده، اگر بتواند به منبع مالی برای ساخت یک مسیر ارتباطی، مدرسه، بیمارستان یا زیرساخت عمومی تبدیل شود، در واقع ارزش آن از «دارایی راکد» به «سرمایه عمومی مولد» تغییر یافته است.

اما این فرآیند یک شرط اساسی دارد: شفافیت. مردم باید از جزئیات مربوط به ارزش‌گذاری، میزان و نحوه تخصیص املاک و همچنین چگونگی هزینه کرد منابع حاصله به طور کامل مطلع باشند.

کمربندی غربی؛ فراتر از کاهش ترافیک

بررسی مشخصات منتشر شده نشان می‌دهد که کمربندی غربی خرم‌آباد یک مسیر معمولی نیست.

این محور حدود ۱۴ تا ۱۵ کیلومتر طول دارد و برای آن ۶ تونل و ۶ پل پیش‌بینی شده است. بنابراین، با پروژه‌ای فنی، سنگین و پرهزینه مواجه هستیم که اجرای آن نیازمند مطالعات دقیق زمین‌شناسی، ژئوتکنیکی، ترافیکی و عمرانی است.

کارکرد این پروژه نیز فراتر از عبور چند خودرو از یک مسیر جدید است.

هدف اصلی، انتقال بخشی از ترافیک عبوری از بافت شهری، افزایش ظرفیت شبکه ارتباطی و ایجاد دسترسی مناسب‌تر میان محورهای شمالی، شمال‌غربی، جنوبی و جنوب‌غربی خرم‌آباد عنوان شده است.

در واقع، اگر پروژه مطابق برنامه اجرا شود، می‌تواند بخشی از ترافیکی را که امروز ناچار به عبور از معابر شهری است، به خارج از هسته اصلی شهر هدایت کند.

این موضوع به معنای کاهش فشار بر معابر مرکزی، کاهش زمان سفر، کاهش استهلاک معابر شهری و در صورت طراحی صحیح، افزایش ایمنی تردد خواهد بود.

هم‌افزایی کمربندی‌های شرقی و غربی

اهمیت کمربندی غربی زمانی بیشتر مشخص می‌شود که آن را در کنار کمربندی شرقی ببینیم.

استاندار لرستان اعلام کرده است که کمربندی شرقی خرم‌آباد در حال آسفالت است و قرار است به زودی زیر بار ترافیک برود. همزمان، عملیات اجرایی کمربندی غربی نیز با اعتبار اولیه ۷ همت آغاز شده است.

بنابراین، خرم‌آباد در حال حرکت از الگویی است که بخش مهمی از بار ترافیکی را به یک مسیر محدود وابسته می‌کرد، به سمت شبکه‌ای که در آن مسیرهای پیرامونی می‌توانند مکمل یکدیگر باشند.

البته این هدف زمانی محقق خواهد شد که اتصال کمربندی‌ها به سایر محورهای ارتباطی، تقاطع‌ها و ورودی و خروجی‌های شهر به درستی طراحی شود.

ساخت یک جاده به تنهایی ترافیک را حل نمی‌کند؛ بلکه شبکه راه‌هاست که ترافیک را مدیریت می‌کند.

اعتبار ۸۰۰ میلیاردی مدارس؛ وجه دیگر مولدسازی

در کنار ۲.۲ همت اختصاص یافته به کمربندی غربی، ۸۰۰ میلیارد تومان نیز برای تکمیل مدارس استان در نظر گرفته شده است.

این بخش از تصمیم را نیز نباید در سایه پروژه بزرگراهی نادیده گرفت.

لرستان همچنان با نیازهای جدی در حوزه زیرساخت آموزشی مواجه است و تبدیل بخشی از دارایی‌های دولتی به مدرسه و فضای آموزشی، نمونه دیگری از این است که چگونه می‌توان دارایی‌های راکد را به زیرساخت عمومی تبدیل کرد.

به بیان ساده‌تر، اگر یک ملک دولتی بلااستفاده بتواند امروز هزینه ساخت یک مدرسه را تأمین کند، فردا نتیجه آن نه در ترازنامه یک دستگاه دولتی، بلکه در کلاس درس یک دانش‌آموز لرستانی دیده خواهد شد.

کمربندی غربی و توسعه جنوب خرم‌آباد

یکی دیگر از نکات مهم در سخنان استاندار، پیوند دادن پروژه‌های زیرساختی با توسعه مناطق کمتر برخوردار خرم‌آباد است.

شاهرخی پیش‌تر گفته بود اجرای کمربندی غربی علاوه بر کاهش ترافیک، می‌تواند به رونق شهری و توسعه مناطق کمتر برخوردار کمک کند. همچنین توسعه جنوب خرم‌آباد و ادامه مسیر ساحلی از پارک شاپوری تا فرودگاه را در زمره برنامه‌های مورد تأکید قرار داده است.

این نگاه، در صورت اجرای واقعی، می‌تواند از یک الگوی قدیمی فاصله بگیرد؛ الگویی که در آن پروژه‌های بزرگ عمدتاً در بخش‌های برخوردارتر شهر متمرکز می‌شوند.

زیرساخت زمانی ارزش توسعه‌ای پیدا می‌کند که فرصت ایجاد کند؛ فرصت برای ساخت‌وساز، سرمایه‌گذاری، حمل‌ونقل، خدمات، گردشگری و اشتغال.

یک هشدار جدی؛ توسعه نباید به گسترش بی‌ضابطه شهر منجر شود

البته هر پروژه بزرگراهی یک روی دیگر هم دارد.

اگر توسعه شبکه معابر بدون برنامه جامع شهرسازی، حمل‌ونقل عمومی و کاربری زمین انجام شود، ممکن است به جای حل کامل مشکل، تنها محل ایجاد ترافیک را جابه‌جا کند.

بنابراین لازم است همزمان با اجرای کمربندی غربی، مطالعات مربوط به کاربری اراضی اطراف مسیر، توسعه آتی شهر، حمل‌ونقل عمومی و سایر زیرساخت‌های شهری با دقت و جدیت دنبال شود تا از گسترش بی‌ضابطه و بدون برنامه شهر جلوگیری به عمل آید.

لرستان؛ ثروتمند اما محروم از توسعه: چرا حقوق معادن به استان بازنمی‌گردد؟

لرستان، استانی که از ظرفیت‌های معدنی غنی برخوردار است، طی سالیان متمادی شاهد فعالیت‌های گسترده استخراجی بوده است. اما همواره این پرسش اساسی مطرح است که این ثروت نهفته در دل زمین تا چه حد به بهبود وضعیت معیشتی مردم منطقه کمک کرده و چرخ توسعه استان را به حرکت درآورده است؟

لرستان؛ ثروتمند اما محروم از توسعه: چرا حقوق معادن به استان بازنمی‌گردد؟

روایت غالب در میان ساکنان، فعالان اقتصادی بومی و حتی کارشناسان، حاکی از یک شکاف عمیق است؛ شکافی که در آن «حقوق معادن» که باید منافع پایداری برای استان به ارمغان آورد، آن‌گونه که انتظار می‌رود به لرستان بازنمی‌گردد.

این وضعیت، تنها یک حسرت نیست، بلکه نتیجه ساختاری است که در آن، هزینه‌های زیست‌محیطی و اجتماعی فعالیت‌های معدنی مستقیماً بر دوش مردم استان سنگینی می‌کند، در حالی که عواید اقتصادی و اشتغال پایدار، سهم متناسبی را نصیب استان نمی‌کند.

گنجی که در استان حبس می‌شود

یکی از مهم‌ترین مطالبات در لرستان، «کمبود سرمایه‌گذاری و اشتغال محلی» با وجود ذخایر معدنی فراوان است.

بسیاری از معادن استان، به ویژه معادن فلزی و غیرفلزی ارزشمند، تنها به صورت ماده خام استخراج شده و اغلب از چرخه فرآوری و صنایع پایین‌دستی در خود استان خارج می‌شوند. این بدان معناست که بخش قابل توجهی از ارزش افزوده‌ای که می‌تواند در استان ایجاد شده و به اشتغال پایدار و رونق اقتصادی منجر شود، به مناطق دیگر منتقل می‌گردد.

در بسیاری از پروژه‌های معدنی، فرصت‌های شغلی ایجاد شده غالباً کوتاه‌مدت، فصلی یا در سطوح کارگری و فنی پایه هستند. فقدان سرمایه‌گذاری کافی در صنایع تکمیلی و فرآوری، مانع از ایجاد فرصت‌های شغلی با ارزش افزوده بالاتر و ماندگاری بیشتر، مانند مهندسی، مدیریت صنایع و بازاریابی محصولات نهایی در استان می‌شود. این امر «سرمایه انسانی» استان را نیز تضعیف می‌کند؛ زیرا جوانان متخصص ناچار به ترک استان یا پذیرش مشاغل نامرتبط می‌شوند.

فرار سرمایه و ارزش افزوده

زمانی که ماده معدنی پس از استخراج، برای فرآوری و تبدیل به محصول نهایی به خارج از استان منتقل می‌شود، بخش عمده‌ای از گردش مالی و سود حاصل از آن نیز همراه با این ماده خام کوچ می‌کند. این «فرار سرمایه» و «ارزش افزوده» مانع از شکل‌گیری یک اکوسیستم اقتصادی قوی در خود لرستان می‌شود. در این چرخه، استان تنها نقش تأمین‌کننده ماده اولیه را ایفا کرده و از منافع اقتصادی حاصل از مراحل بعدی زنجیره تولید محروم می‌ماند.

دردی که روی دل لرستان می‌ماند

عدم شکل‌گیری صنایع معدنی پایه و فرآوری در استان، اتکای اقتصاد محلی را به درآمدهای دولتی و سهم‌های احتمالی تعریف‌شده از محل درآمدهای کلان معدنی افزایش می‌دهد؛ درآمدهایی که اغلب برای مردم ملموس و قابل رصد نیستند و گاهی با تأخیر زیاد و در قالب پروژه‌های عمرانی خاصی به استان بازمی‌گردند که ممکن است اولویت‌های اصلی مردم را پوشش ندهند.

دومین محور حیاتی در مطالبه حقوق معادن، «آسیب‌های زیست‌محیطی» و «ضرورت جبران خسارت‌ها» است. فعالیت‌های معدنی، به ویژه در مقیاس بزرگ، به طور اجتناب‌ناپذیری با تأثیرات مخرب بر محیط‌زیست همراه هستند. در لرستان، این تأثیرات شامل موارد متعددی است که اگر با برنامه‌ریزی دقیق، سرمایه‌گذاری لازم و نظارت مستمر همراه نباشند، زخم‌های عمیقی بر پیکره طبیعت و سلامت مردم منطقه وارد می‌کنند.

  • آلودگی هوا و گرد و غبار: فعالیت ماشین‌آلات سنگین، انفجارهای معدنی و جابه‌جایی حجم عظیمی از خاک و سنگ، منبع اصلی انتشار گرد و غبار و آلاینده‌های هوا در مناطق معدنی و اطراف آن هستند. این آلودگی‌ها مستقیماً بر سلامت تنفسی ساکنان، کیفیت زندگی و حتی بهره‌وری کشاورزی و دامداری تأثیر منفی می‌گذارند.
  • تخریب منابع طبیعی: عملیات استخراج اغلب منجر به تخریب پوشش گیاهی، فرسایش خاک و تغییر چهره طبیعی منطقه می‌شود.
  • آلودگی منابع آبی: همچنین احتمال آلودگی منابع آبی زیرزمینی و سطحی از طریق پساب‌های معدنی یا انحراف مسیر آب‌ها، یک نگرانی جدی است که می‌تواند دسترسی به آب سالم را برای مصارف شرب و کشاورزی به مخاطره اندازد.
  • کاهش تنوع زیستی: تغییرات فیزیکی در اکوسیستم مناطق معدنی، به ویژه در مناطق کوهستانی و خوش آب‌وهوای لرستان، می‌تواند منجر به از بین رفتن زیستگاه‌های طبیعی و کاهش تنوع زیستی جانوری و گیاهی شود.

راهکار چیست؟

واقعیت این است که منافع حاصل از معادن لرستان باید به اندازه‌ای که هزینه‌ها بر دوش مردم و محیط‌زیست این استان قرار می‌گیرد، به آن بازگردد. این بازگشت نباید تنها در قالب طرح‌های دولتی و پراکنده باشد، بلکه نیازمند یک رویکرد مسئولانه از سوی بهره‌برداران و سیاست‌گذاری دقیق‌تر از سوی حاکمیت است.

در این راستا، کارشناسان معتقدند:

  1. باید با وضع قوانین و مشوق‌های قوی، بهره‌برداران را ملزم کرد که دست‌کم بخش قابل توجهی از مواد معدنی را در همان استان فرآوری کنند. این امر مستلزم سرمایه‌گذاری در ایجاد واحدهای صنعتی مرتبط و توسعه زیرساخت‌های لازم است.
  2. باید بخشی از درآمد حاصل از استخراج معادن (چه دولتی و چه خصوصی) به صندوقی اختصاص یابد که مستقیماً در پروژه‌های توسعه محلی، اشتغال‌زایی برای درس هاب جوانان بومی، حمایت از کسب‌وکارهای کوچک و متوسط و پروژه‌های زیربنایی در مناطق متأثر از معدن هزینه شود.
  3. شرکت‌های بزرگ معدنی باید در چارچوب مسئولیت اجتماعی خود، علاوه بر رعایت دقیق استانداردهای زیست‌محیطی، در طرح‌های توانمندسازی نیروی کار بومی، بهبود زیرساخت‌های بهداشتی و آموزشی و اجرای پروژه‌های محیط‌زیستی پایدار سرمایه‌گذاری کنند.
  4. ایجاد یک سازوکار مستقل و قوی برای پایش اثرات زیست‌محیطی معادن، ارزیابی خسارت‌های وارده و الزام به جبران آن‌ها، امری ضروری است. این نظارت باید شفاف و نتایج آن برای عموم قابل دسترسی باشد.
  5. مشارکت جامعه محلی در تصمیم‌گیری و نظارت نباید نادیده گرفته شود. مردم مناطق معدنی باید در فرآیندهای تصمیم‌گیری مرتبط با فعالیت‌های معدنی و همچنین در نظارت بر اجرای تعهدات زیست‌محیطی و اجتماعی، مشارکت داده شوند تا اعتماد عمومی تقویت و از شکل‌گیری تنش‌های اجتماعی پیشگیری شود.

هشدار مسئولان

در همین ارتباط، رئیس‌کل دادگستری لرستان بارها با موضع‌گیری در این خصوص درباره حقوق معادن هشدار داده و تأکید کرده است که درصد سهم این استان باید بازگردد. حجت‌الاسلام سعید شهواری با تأکید بر این موضوع که از حق قانونی در حوزه معادن باید دفاع کرد و این حق محل تردید نیست، اذعان می‌کند: عدم تحقق این مطالبه، مصداق کوتاهی و قابل پیگیری قضایی است.

بر اساس تصریح رئیس‌کل دادگستری لرستان، سهم استان‌ها از حقوق دولتی معادن، مطابق قانون، ۱۵ درصد است که باید به توسعه زیرساخت‌ها و بهبود رفاه عمومی اختصاص یابد.

آغاز پیش‌ثبت‌نام الکترونیکی دانش‌آموزان کلاس اول در لرستان

رقیه معتمدی، معاون آموزش ابتدایی اداره‌کل آموزش و پرورش لرستان، از شروع فرآیند پیش‌ثبت‌نام آنلاین برای دانش‌آموزان جدیدالورود به دبستان برای سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۶ خبر داد. وی اظهار داشت که بر اساس برآوردها و اطلاعات دریافتی از اداره ثبت احوال، بیش از ۲۷ هزار کودک در استان لرستان واجد شرایط ورود به پایه اول ابتدایی هستند.

آغاز پیش‌ثبت‌نام الکترونیکی دانش‌آموزان کلاس اول در لرستان

معتمدی افزود که تا به امروز، حدود ۲۵ هزار نفر از این کودکان، معادل ۹۳ درصد، برای انجام سنجش سلامت جسمانی و بررسی آمادگی تحصیلی خود نوبت دریافت کرده‌اند.

معاون آموزش ابتدایی با اشاره به اینکه پیش‌ثبت‌نام از ابتدای خردادماه آغاز شده است، دی ال بازی توضیح داد که این فرآیند برای نوآموزان پایه اول ابتدایی سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۶ به صورت کاملاً الکترونیکی و از طریق سامانه my.medu.ir انجام می‌شود.

وی هدف از این اقدام را هوشمندسازی فرآیندهای آموزشی، افزایش رضایت مراجعین، کاهش نیاز به مراجعه حضوری و ساده‌سازی روند ثبت‌نام دانش‌آموزان برشمرد.

معتمدی تأکید کرد که تمامی مراحل پیش‌ثبت‌نام باید از طریق این سامانه انجام شود و مدارس در این مرحله مجاز به دریافت مدارک فیزیکی نیستند. از این رو، از والدین درخواست می‌شود برای جلوگیری از هرگونه مشکل در فرآیند ثبت‌نام و کاهش مراجعات غیرضروری، تنها از طریق درگاه اعلام‌شده اقدام به ثبت اطلاعات لازم کنند.

وی همچنین خاطرنشان کرد که سنجش سلامت جسمانی و آمادگی تحصیلی، پیش‌شرط ضروری برای ثبت‌نام در پایه اول ابتدایی است. بنابراین، والدینی که هنوز برای نوبت‌گیری فرزندشان اقدام نکرده‌اند، باید هرچه سریع‌تر با مراجعه به سامانه «سیرت ۲» نسبت به دریافت نوبت سنجش برای فرزند خود اقدام نمایند.

دستگیری قاتل زن جوان در الیگودرز پس از قتل در تاکسی برون شهری

به گزارش چیفا خبرنگار تابناک از استان لرستان، عصر امروز و در پی تلاش‌های بی‌وقفه پلیس آگاهی فرماندهی انتظامی شهرستان الیگودرز، قاتل یک زن جوان ۳۵ ساله اهل ازنا در این شهرستان دستگیر شد.

دستگیری قاتل زن جوان در الیگودرز پس از قتل در تاکسی برون شهری

سرهنگ «علی اسدالهی»، فرمانده انتظامی الیگودرز، در توضیح جزئیات این حادثه به خبرنگار تابناک گفت: مأموران پلیس آگاهی این فرماندهی، در طول ۴۸ ساعت موفق به شناسایی و دستگیری فرد مجرم و فراری شدند.

وی افزود: قاتل و مقتول زن و شوهر نبودند و مدت‌ها بود که بر سر مسائل مالی با یکدیگر اختلاف داشتند. در روز حادثه، در یک تاکسی بین شهری در مسیر الیگودرز به ازنا، مشاجره آن‌ها شدت گرفت و قاتل با وارد آوردن ضربات متعدد چاقو، زن جوان را به قتل رساند.

فرمانده انتظامی الیگودرز ادامه داد: راننده تاکسی با مشاهده وضعیت پیش‌آمده، خودرو را ترک کرده و بلافاصله با اقدامی شایسته، موضوع را به پلیس ۱۱۰ گزارش داد.

وی اضافه کرد: پس از اعلام فوریت پلیسی، مأموران وارد عمل شدند و پس از بررسی صحنه جرم و شواهد موجود، پیگیری و تعقیب قاتل را در دستور کار قرار دادند.

سرهنگ اسدالهی خاطرنشان کرد: با انجام اقدامات تأمینی لازم و استفاده از ظرفیت‌های پلیسی، رصد اطلاعاتی مجرم متواری انجام شد و ۴۸ ساعت پس از وقوع جرم، قاتل فراری در مخفیگاه خود دستگیر و به مقر انتظامی منتقل شد.

وی همچنین گفت: مجرم بلافاصله پس از بازداشت، به قتل اعتراف کرد و پرونده پس از تکمیل مراحل قانونی، به مرجع قضایی ارسال خواهد شد.

آشنایی با بیوگرافی تقی مدرسی

آشنایی با بیوگرافی تقی مدرسی

تقی مدرسی که بود و برای ادبیات ایران چه کرد؟

تقی مدرسی را جزو نویسندگان پیش رو ایرانی می دانند و اگرچه برخی از بی‌اعتنایی نویسندگان روشنفکر به جنگ حرف می زنند، او جزو نویسندگانی است که جنگ را دست مایه نوشتن رمان قرار داده است، اگرچه از دریچه نگاه خود.

تقی مدرسی را جزو نویسندگان پیش رو ایرانی می دانند

تقی مدرسی 17 مهرماه 1311 در تهران و در خانواده‌ای روحانی به دنیا آمد. او نخستین کتابش را با عنوان «دائم‌الخمر» در سن 13 سالگی نوشت. یک سال بعد هم رمان «سایه های وجود» را نوشت؛ اثری که هرگز منتشر نشد.

مدرسی در سال 1332 تحصیلات خود را در رشته پزشکی ادامه داد و از سال 1336 به عنوان سردبیر مجله ادبی «صدف» فعالیت مطبوعاتی‌اش را آغاز کرد. در سال 1338 با پژوهشی درباره مراسم «زار» (پایان نامه) از دانشکده پزشکی دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد و به ایالات متحده آمریکا رفت. دو سال بعد به عنوان رزیدنتی در رشته روانپزشکی دانشکده پزشکی دانشگاه دوک دست یافت.

سال 1343 نیز در رشته روانپزشکی نوزادان و کودکان با درجه ممتاز از دانشگاه مک‌گیل (مونترال) فارغ التحصیل شد. او در سال ۱۳۴۳ با آن تیلر، رمان نویس آمریکایی، ازدواج کرد.

آثار این نویسنده عبارت‌اند از: «یکلیا و تنهایی او»، «شریفجان شریفجان»، «کتاب آدم های غایب» و «آداب زیارت».

تقی مدرسی,بیوگرافی تقی مدرسی

تقی مدرسی در سال 1332 تحصیلات خود را در رشته پزشکی ادامه داد

محمدعلی سپانلو درباره تقی مدرسی می نویسد: «روند داستان نویسی تقی مدرسی شامل دو دوره متفاوت است و مهاجرت تقی مدرسی نیز معیار و مرز جداکننده این دو دوره از یکدیگر است.

تقی مدرسی به سال ۱۳۳۴ اولین اثر خود را منتشر می کند، رمانی با عنوان «یکلیا و تنهایی او» که با نوعی نگاه اسطوره‌وار و برداشتی از داستان های عهد عتیق، زبانی توصیفی، محکم و زیبا و نیز روایتی منظم و منسجم نوشته شده است. نویسنده در همان ابتدای نویسندگی اش با یک نقطه اوج مواجه می شود؛ نقطه اوجی که نه تنها نام او را در ادبیات سال های دهه سی بلکه در کل تاریخ صدساله داستان نویسی ایران تا به امروز تثبیت می کند.

تصاویر تقی مدرسی, زندگینامه شعرا

کتاب آدم های غایب از آثار تقی مدرسی می باشد

این کتاب او کلیتی جهان – انسان شناختی را فارغ از هرگونه نگاه جامعه شناختی در قالب موضوعی بر مبنای اسطوره های کتاب مقدس (عهد عتیق) روایت می‌کند، آن هم در سال هایی که جامعه ایران همواره در حال تغییر و تحول بوده و می توانسته موضوع  ها و مضمون های متعدد و متنوعی را به هنرمند و روشنفکر زمانه اش پیشنهاد کند.

با همه این احوال، تقی مدرسی به دور از تمام این اتفاق‌ها و جدال‌ها «یکلیا و تنهایی او» را می نویسد که از نظر موضوع محتوا و فرم با آن همه فراز و فرود در جامعه دهه سی نشان دهنده جسارت تقی مدرسی است، همان جسارتی که بورخس هم در آثارش از خود نشان می دهد. دوران اول نویسندگی تقی مدرسی در همین رمان «یکلیا و تنهایی او» است.

در نهایت پس از این که تقی مدرسی «یکلیا و تنهایی او» را می نویسد به آمریکا می رود؛ بنابراین تقی مدرسی یک نویسنده مهاجر است، پس مسلماً با فضای فرهنگی سیاسی و اجتماعی آن سال‌ها آشنایی دارد و همین آشنایی و ذهنیت اوست که قلم مدرسی را در آفرینش باقی آثارش در دوران مهاجرت و اقامت او در آمریکا با خود درگیر می‌کند. یعنی دقیقاً مسیری متفاوت با آن‌چه در آفرینش «یکلیا و تنهایی او» در پیش گرفته بود.

با توجه به این نکته آیا باید تقی مدرسی را یک نویسنده نوستالژیک به حساب بیاوریم و یا این که بگوییم او هم گرفتار غم غربت شده است؟

به هر حال هر سه اثر او «شریفجان شریفجان»، «کتاب آدم های غایب» و «آداب زیارت» پیوند نمایان تری را با جامعه برقرار می کنند.

آشنایی با زندگی تقی مدرسی,درباره زندگی تقی مدرسی

در آخر تقی مدرسی «یکلیا و تنهایی او» را می نویسد به آمریکا می رود

تقی مدرسی هم در فرم و هم در محتوای هر سه این آثار به کلی با رمان «یکلیا و تنهایی او» فاصله می گیرد و ادبیات دیگری را تجربه می کند. زبان، شیوه روایی، معماری و نظام متن ها و نیز موضوع و محتوای داستان ها همگی در تقابل با اثر اول نویسنده حرف دیگری را می زنند. لذا مدرسی وارد مرحله دوم نویسندگی خود می شود.»

اما رمان «آداب زیارت» تقی مدرسی درباره جنگ است و در این رمان جنگ به شکل محوری و مرکزی نمود نیافته است.

زندگینامه تقی مدرسی,درباره تقی مدرسی

شریفجان شریفجان یکی از آثار تقی مدرسی است

محمد حنیف درباره «آداب زیارت» می‌نویسد: ««آداب زیارت» گرچه در قالب داستانی واقع گرایانه پرداخت شده است، اما با نگرشی به تاریخ گذشته ایران و جنگ‌های ایران و یونان و لشکرکشی‌های عظیم دریایی و همین‌طور با اشاره های گاه و بی‌گاه به مانویت، به یک رمان سمبولیک نزدیک می‌شود.

هادی بشارت، درست در لحظاتی که از وضع موجود خسته می‌شود، به گذشته های خود پناه می‌برد و هنگامی که ضعف و ناتوانی وطن را در مقابله با مشکلات کوچک داخلی می نمایاند، جنگ‌های بزرگ ایران و هخامنشی را با یونانی ها به یاد می‌آورد.

«آداب زیارت» رمان شخصیت است و کمتر از حادثه و بحران سود می جوید. با این حال، جز هادی بشارت و نیلی، بقیه شخصیت ها کم رنگ هستند و خود را نشان نمی دهند. بی اطلاعی نویسنده و در نتیجه اشتباه وی از کارکرد نهادهای دینی در ایران نیز از دیگر عیوب رمان به شمار می رود.

به عنوان مثال، هادی بشارت در بخشی از داستان فریاد می کشد: «مرا ببرید به مسجد، می خواهم حاکم شرع را ببینم.» در حالی که هر آدمی چون هادی بشارت که عمرش را در کتابخانه خصوصی خود گذرانده و فقط اخبار رادیو را شنیده است باید بداند که مسجد، محل کار حاکم شرع نیست.

بیوگرافی تقی مدرسی,آشنایی با زندگینامه تقی مدرسی

«آداب زیارت» رمان شخصیت است و کمتر از حادثه و بحران سود می جوید

غیرقابل کنترل بودن نیلی و توانایی ورودش به مکان های مورد نظر هم از دیگر عیوبی است که داستان را از حقیقت مانندی دور می کند. معلوم نیست چگونه نیلی می تواند از درهای قفل شده بگذرد و معلوم نمی شود چگونه غیبت طبیعی او می‌تواند باعث دلهره و اضطراب برادرش احمد بیات شود.»

بیوگرافی پروفسور علی خادم حسینی

بیوگرافی پروفسور علی خادم حسینی

پروفسور علی خادم حسینی یکی از دانشمندان برجسته مقیم خارج از کشور است که آوازه موفقیت ها و شهرت او روز به روز بیشتر در گوش جهانیان می پیچد

پروفسور علی خادم حسینی یکی از دانشمندان برجسته مقیم خارج از کشور است که آوازه موفقیت ها و شهرت او روز به روز بیشتر در گوش جهانیان می پیچد.

علی خادم حسینی متولد 8 آبان 1354 (30 اکتبر 1975) در تهران است و در تورنتوی کانادا رشد کرده است.

پروفسور علی خادم حسینی یکی از دانشمندان و محققان موفق در زمینه مهندسی پزشکی، زیست ماده و مهندسی بافت است که چند روزی عکس های وی در شهر لس آنجس آمریکا خودنمایی کرد.

تحصیلات علی خادم حسینی خادم حسینی عضو هیئت علمی و استاد فناوری علوم بهداشت و درمان در بخش فناوری و بهداشت دانشگاه هاروارد و دانشکده پزشکی هاروارد است. ساخت کبد مصنوعی او یکی از محققان ایرانی مؤسسه MIT است که با همکارانش موفق به ابداع شیوه ای نوین در ساخت اندام های مصنوعی شدند که از این روش برای ساخت کبد مصنوعی و بافت قلب تعدادی موش و خوک استفاده کردند.

درباره پروفسور علی خادم حسینی, زندگینامه پروفسور علی خادم حسینی

آشنایی با زندگی پروفسور علی خادم حسینی

وی مقاطع لیسانس و فوق لیسانس خود را در دانشگاه تورنتو گذراند و سپس به موسسه فناوری ماساچوست (MIT) رفت و مدرک دکتری خود را در سال 2005 از این موسسه معتبر دریافت کرد.

وی اکنون صاحب کرسی و استاد دانشگاه “کالیفرنیا، لس آنجلس” (UCLA) است. او دارای مقام استادی چندگانه در مهندسی زیستی، رادیولوژی، شیمیایی و مهندسی بیومولکولی است.

وی مدیر مرکز درمانهای کم تهاجمی (C-MIT) و همچنین مدیر اجرایی موسسه “نانوسیستمز”(NanoSystems) کالیفرنیا است.

قبلا او پروفسور دانشکده پزشکی هاروارد، عضو هیئت علمی دانشکده علوم و فنون بهداشت و درمان دانشگاه هاروارد و MIT و موسسه “ویس”(Wyss) بود.

دکتر خادم حسینی همچنین یکی از دبیران مجله “ACS Nano” است. او عضو دائمی بخش تحقیقاتی NIH BTSS (مهندسی زیستی، فناوری ها و علوم جراحی) است.

تاکنون در بیش از 36 هزار مقاله به وی استناد شده و  به بیش از 250 سمینار دعوت شده و از سخنرانان اصلی بوده است.

خادم حسینی همچنین از سال 2007 تاکنون قریب به 70 جایزه و تقدیرنامه مهم علمی دریافت کرده است.

پروفسور علی خادم حسینی در سال های 2014، 2015، 2016 و 2017 از طرف موسسه معتبر رسانه های گروهی کانادا موسوم به “Thomson Reuters” به ​​عنوان یکی از تاثیر گذارترین ذهن ها در جهان انتخاب شده است.

دانشگاه “کالیفرنیا لس آنجلس” به پاس زحمات و افتخارات بی شمار پروفسور خادم حسینی اقدام به نصب عکس وی در ایستگاه های اتوبوس شهر لس آنجلس کرده است که این کار با واکنش وی در صفحه اینستاگرامش همراه شده است.

تصاویر پروفسور علی خادم حسینی, فعالیت پروفسور علی خادم حسینی

تصویر پروفسور علی خادم حسینی روی بیلبوردهای شهر لس آنجلس

دانشمند ایرانی و استاد دانشگاه هاروارد با همکاری جمعی از محققان بین المللی توانسته اند مدلی سه بعدی از کبد بسازند و فرایند ارسال دارو در آن را تقلید کنند.

پروفسور علی خادم حسینی یکی از محققان این پروژه است. این روند در آزمایش داروها و عکس العمل بدن نسبت به آنها پیشرفت مهمی به شمار می آید. هم اکنون در بیشتر فرایندهای آزمایش دارو از بافت های سلولی تک لایه (دوبعدی) استفاده می شود و شبکه عضلانی ندارد.

اما بافتی که با چاپگر سه بعدی ساخته شده سه بعدی و دارای شبکه عضلانی است. ساختار سه بعدی بهتر می تواند عملکرد پیچیده بافت های بدن انسان را تقلید کند. زیرا تقابل سلول به سلول افزایش می یابد. همچنین این ساختار سه بعدی در مقایسه با نمونه های دوبعدی، بهتر می تواند در فرایند انتقال دارو عکس العمل بدن را نشان دهد.

به این ترتیب مدل ساده جدید با دقت بیشتری می تواند سطح سمی بودن دارو در بدن را پیش بینی کند. علاوه بر آن سیستم مذکور واکنش های دارویی واقعی تری را در مقایسه با نمونه های دو بعدی نشان می دهد. به هرحال این مدل با استفاده از جوهرهای زیستی پرینت شده و دارای شبکه میکروکانال لایه بندی شده است.

به این ترتیب دانشمندان می توانند تاثیر داروها پس جذب در بدن را به طور واقعی مشاهده کنند.

آشنایی با کریم فکور

آشنایی با کریم فکور

«کریم فکور» شاعر، ترانه سرا و روزنامه نگار مطرح پیش از انقلاب بود که به تاریخ پنجم اسفند 1304 در مشهد متولد شد. دوران كودكی را در خانواده ای اهل ادب طی کرد و همین محیط پربار ادبی خانه موجب شد تا وی خیلی زودتر از جوان‏ های هم سن و سالش وارد اجتماع شود.

كریم فكور، شعر و شاعری را از سال سوم دبیرستان آغاز كرد و در سال ششم ادبی دبیرستان پانزده بهمن بود كه عضویت ادبی دبیرستان را برعهده داشت و به كارهای هنری مختلفی نظیر انتشار مجله، جلسات سخنرانی و شعر، اجرای نمایش های فرهنگی و هنری می پرداخت و پس از آن نیز با همكاری با مطبوعات، وارد عالم روزنامه‏ نگاری شد.

کریم فکور شاعر، ترانه سرا و روزنامه نگار مطرح پیش از انقلاب بود

او فارغ التحصیل دانشكده حقوق دانشگاه تهران در مقطع لیسانس بود، ولی هرگز خود را به معلومات رسمی دلخوش نكرد، بلكه با مطالعات فراوان شخصی بر وسعت دانش و معلومات خویش افزود.

در همان سال های دانشجویی، اشعار و مقالاتش در «روزنامه فکاهی توفیق» با نام های مستعاری همچون «شیطونک»، «شیطان»، «شیطان بچه/ میرزا»، «فتنه‌»، «بنده‌زاده»، «کریم»، «فکلی»، «سخن‌چین»، «ارادتمند»، «خوشحال»، «حاضرجواب» و… منتشر می‌شد و به سرعت مدارج ترقی و محبوبیت را در این مطبوعه طی می کرد.

روزنامه توفیق درباره او می نویسد: «کریم فکور بیشتر اشعار خود را روی انتقاد از اوضاع اجتماعی تنظیم می کند و همچنین در مقالاتش همین جنبه را غالبا رعایت نموده و دواسبه حمله می نماید…».

ازجمله سروده های فکور که در افواه زمزمه می شد این بود:

«هان ای وزرا که باز فکر سفرید

این بار اگر به سوی «کرمان» گذرید

زنهار «عمل» عرضه نمایید، نه «حرف»

از بهر خدا «زیره به کرمان» نبرید!».

در شماره نخست از سال بیست‌وپنجم روزنامه توفیق، عکس شش نفر به عنوان «اعضای اصلی تحریریه» چاپ شده که در کنار اسامی محمدعلی توفیق، ابوالقاسم حالت، نوراله خرازی، علی زرین‌قلم و علامه شابدالعظیمی، نام کریم فکور نیز دیده می شود که مسئولیت تنظیم مطالب و امور داخلی توفیق برعهده اش بوده و این در حالی است که بزرگان دیگری همچون حسین حسینی (خروس اخته)، اسداله شهریاری (شب‌کور)، عباس فرات، قلزم، علی سرودی، محمدعلی ریاضی، کاظم رجوی، صابر همدانی و… نیز در همان دوره در توفیق قلم می زدند.

در قصیده معروف توفیق (1326) به قلم مهدی سهیلی، در اوصاف کریم فکور چنین آمده:

«شیرین کند مذاق سخن، گفته «فکور»

اشعار دل رباش چو قند مکرر است».

فکور سال ها ریاست اداره انتشارات و آمار و بررسی‏ های اقتصادی بانک بازرگانی (تجارت) را برعهده داشت.

در همین سال ها پیش پرده خوانی در رادیو و تئاترها و نیز تصنیف سازی و تصنیف خوانی رواج داشت و در همین زمینه چند تن از توفیقیون ازجمله رهی معیری، مهدی سهیلی، نواب صفا، پرویز خطیبی و کریم فکور شهرت بیشتری داشتند.

از سال 1325، فکور کارش را با رادیو آغاز كرد و ضمن این همكاری، بنا به دعوت مدیران تئاتر تهران، ترانه ‏هایی برای اجرا در پیش پرده‏ های این تئاترها ساخت، ولی پس از چندی چون از این كارش راضی نبود آن ها را رها کرد و به ساختن ترانه‏ های نشاط انگیز و جدی تر پرداخت.

فکور در آن سال ها حدود هفتصد تصنیف و سرود ساخت كه مشهورترین آن‏ها «خوشه‏ چین»، «من نمی‏دانم چرا با تو خطا كرد»، «اشك شوق»، «گلنار»، «مونس دل»، «یار بی وفا»، «شب‏های تهران»، «نازنین من نشود رام دیگری»، «ساغر شكسته»، «غوغای ستارگان»، «آخرین ترانه»، «گل میخک» و «نسیم» است.

گفتنی است فکور دوره تخصصی کارگردانی تلویزیونی را در فرانسه به پایان رسانده بود. همچنین، ترجمه اشعار برخی فیلم های موزیکال از جمله «اشک ها و لبخندها» و نوشتن نمایش‌نامه‌هایی نظیر «شاهین طوس» توسط وی صورت گرفته است.

پس از توقیف توفیق، فکور اشعار فکاهی و طنزش را تا حوالی سال 1336 در مجله «سپیدوسیاه» منتشر می‌کرد.

«بوسه های گمشده» (1346) از تالیفات فکور در اشعار جدی‌اش است که آن نیز خالی از شوخ طبعی نیست.

ازجمله قطعه طنزآمیزی که فکور خطاب به رهی‌معیری سروده و داستانش را چنین شرح می‌دهد: «رهی چند روز پس از انتشار کتابش -سایه‌عمر- نگارنده را در محل کارم دید و ضمن گفت‌وگو بدون این‌که من چیزی گفته باشم وعده داد یک جلد کتابش را به من هدیه کند.

بعد از آن روز برحسب تصادف چندبار همدیگر را دیدیم اما از کتاب خبری نبود!… ناچار به سرودن این سه خط شعر مبادرت کردم و روزی که او را دیدم برایش خواندم… فردای آن‌روز، رهی یک جلد کتابش را، در حالی‌که پشت آن‌را به نام من نوشته و امضا کرده بود، در اختیارم قرار داد و آن ابیات چنین است:

وعده کردی که مرا هدیه کنی «سایه عمر»

رنج این عمر گران پشت تو را خم نکند

تو زدی لاف و من از روی تغافل گفتم

که تخلف، رهی، از قول مسلم نکند

وعده دادی و ندادی به من این هدیه، خدا

سایه لطف تو را از سر ما کم نکند!».

ابوالقاسم حالت در باب کتاب فکور سروده بود:

«چون به دستم رسید نظم فکور

یافتم آشنای گمشده را

آفرین گفتمش چو برخواندم

قصه بوسه‌های گمشده را».

البته یک دهه قبل از انتشار «بوسه‌های گمشده»، فکور کتاب «تک‌مضراب» (1334) را منتشر کرد که شامل آثار خواندنی فکاهی و طنزش می‌شد. محبوبیت فکور و کتابش چنان بود که طنزپردازان سرشناس بسیاری به استقبال از این کتاب رفتند. ازجمله ابوتراب جلی سرود:

«هزار گوهر لغزان به روی صفحه بریزد

فکور اگر بگشاید به نظم و نثر دهان را»

مهدی سهیلی نیز سرود:

«شیرین کند مذاق سخن گفته فکور

اشعار نغز اوست که قند مکرر است»

و همچنین نواب صفا در باب مجموعه فوق سرود:

«ای هنرمند سخندان، ای فکور

چشم بد از طبع موزون تو دور

ارمغان آوردی از دریای فکر

گوهر مضمون ولی مضمون بکر

  • بیوگرافی عباس یمینی شریف

نغمه های طبع مضمون یاب تو

شادی افزا شد ز «تک مضراب» تو».

این علاقه به فکور البته به همین ابیات تقدیمی ختم نمی‌شود تا جایی که حسین مدنی بحرطویلی را این‌چنین تقدیم کریم فکور و کتابش کرد: «هرکسی هست در این کشور و در خارجه خواننده این نامه یقینا شده محظوظ به هر هفته و هرروز آثار نویسنده مشهور و سراینده پرشور که در مجمع اهل ادب و ذوق درخشد چو یکی مشعل پر نور و ز نیش قلم او شده بدخواه وطن کور و یقین شد به شما واضح و معلوم از این شرح که این شاعر با سابقه را نام «فکور» است و به راه هدف خویش بسی پر دل و بی‌باک و جسور است و شجاع است و غیور است و ز هر خدعه و نیرنگ به دور است و ز اشعار روانش دل هر فرد وطن دوست پر از وجد و سرور است و به هر هفته ز آثار پر از لطف و صفایش که شود چاپ به اوراق و جراید همه جا شور و نوا باشد و مقصود و مرام و هدفش عزت و خوشبختی و آزادگی میهن ما باشد و هرروز ز آثار نشاط‌ آور وی در همه‌جا هلهله و خنده به پا باشد و زین راه کند خرم و مسرور دل اهل صفا را…».

کریم فکور,آشنایی با کریم فکور

کریم فکور شاعر، ترانه سرا و روزنامه نگار مطرح پیش از انقلاب بود

سرانجام، زندگی پربار فکور در هفتم شهریور 1375 به‌سر آمد و پیکرش در قطعه 88 (هنرمندان و نویسندگان) مدفون شد.

از نمونه اشعار طنز و فکاهی‌اش چنین است:

«سه پلشت آید و زن زاید و مهمان برسد»

این همه در اثر رحمت یزدان برسد

ترسم آخر فکند مردم ما را از پای

این بلایی که سر کشور ایران برسد

گاه سیل آید و ویرانه کند شهر و دهات

چند روزی پس از آن نوبت طوفان برسد

راحت از غم نشده زلزله آید به میان

زان، مشقات و بلیات فراوان برسد

پس از این ها، همه جا روی دهد جنگ و جدال

خبر مردن سرباز و نگهبان برسد

الغرض، دم به دم اخبار ملال انگیز است

کز ایالات و ولایات به تهران برسد

و ندرین مخمصه، تهران شده سرگرم به‌کار

تا مگر غائله نفت به پایان برسد!

فقر و محنت رسد از هر طرف و نیست کسی

که به درد دل این مردم نالان برسد

یادم آمد سخن شاعر خوش ذوق که گفت:

«سه پلشت آید و زن زاید و مهمان برسد!».

اگر سوزد دلم از آتش عشق

علاجش آن لبان ارغوانی است

نشاند سوز دل را آن پری چهر

که مخصوص گلستان جوانی است

تو گویی دلبر شیرین لب من

رئیس قسمت آتش نشانی است!

دوش این سخن به نزد پسر گفت موجری

آسوده آن که در صف مستاجرین بوَد

مستاجری که تازه به این خانه آمده

از بس که پر کرشمه و نازآفرین بود

هرجای خانه را نپسندد برای خویشتن

گویی به جست‌وجوی بهشت برین بود

اشغال کرده قسمت زیبای خانه را

بیش از همه به نعمت و راحت قرین بود

گفت آن پسر مگر نشنیدی که گفته‌اند:

جان پدر! اجاره نشین خوش نشین بود!

صد بوسه از آن لعل شکرخند گرفتم

گه با تشر و گاه به سوگند گرفتم

آن‌قدر گرفتم ز لبت بوسه شیرین

تا آن‌که از آن لب، مرض قند گرفتم!

[به مناسبت امتناع تقی زاده از قبول ریاست مجلس سنا]:

آن شنیدم با تقی زاده، حکیم الملک گفت

آخر از میز ریاست این‌همه پروا چرا؟

قرعه بر نام تو افتاد و ندارد جای حرف

داری از پست ریاست قصد استعفا چرا؟

خواه ناخواه این مقام ارجمند از آن توست

دست برمی داری از این منصب والا چرا؟

چندسالی خود رئیس و سرور ما بوده‌ای

حال با اهل وفا این بی وفایی ها چرا؟

ای برادر! «ما به ناز تو جوانی داده‌ایم

دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟»

فکور در آن سال ها حدود هفتصد تصنیف و سرود ساخت كه مشهورترین آن‏ها «خوشه‏چین»، «من نمی‏دانم چرا با تو خطا كرد»، «اشك شوق»، «گلنار»، «مونس دل»، «یار بی‌وفا»، «شب‏های تهران»، «نازنین من نشود رام دیگری»، «ساغر شكسته»، «غوغای ستارگان»، «آخرین ترانه»، «گل میخك» و «نسیم» است.